جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

938

تحفة الملوك ( فارسى )

الصّدق و الوفاء عليهم ، فإنّ تعاهدك فى السّرّ لأمورهم حدوة لهم على استعمال الأمانة و الرّفق بالرّعيّة . بعد از آن ، اتمام بنما بر ايشان رزق‌هاى ايشان را ؛ به جهت آن‌كه اتمام ارزاق ، قوّت مىباشد از براى ايشان بر اصلاح نمودن نفس‌هاى خودشان ، و سبب مستغنى شدن ايشان است از دست نزدن در آن‌چه تحت تصرف ايشان است ، و حجت بر ايشان مىباشد اگر مخالفت امر تو بنمايند يا آن‌كه امانت تو را خيانت كنند . بعد از آن ، تفقد بنما كردار ايشان را و بفرست جاسوس‌هايى كه از اهل راستى و وفادارىاند بر ايشان در تفحص امر ؛ به درستى كه تفحص نمودن تو در باطن و در سرّ مر امور ايشان را باعث مىگردد مر ايشان را بر استعمال نمودن امانت و مدارات با رعيّت را . و تحفّظ من الأعوان ، فإن احد منهم بسط يده الى خيانة إجتمعت بها عليه عندك أخبار عيونك اكتفيت بذلك شاهدا ، فبسطت عليه العقوبة فى بدنه و اخذته بما اصاب من عمله ، ثمّ نصبته بمقام المذلّة و وسمته بالخيانة و قلدته عار التّهمة . و با حذر باش از آنانى كه اعانت بر فساد و بر ظلم مىنمايند ؛ پس اگر يكى از ايشان دراز نموده باشد دست خود را به سوى خيانتى كه جمع نموده است آن خيانت را بر او در نزد تو خبر دادن جاسوس‌هاى تو ، هرآينه اكتفا مىنمايى به‌همين اخبار براى شاهد بودن ، پس جارى مىنمايى بر او عقوبت را در بدن او و مؤاخذه مىنمايى به آن چه كرده است او را از عمل خودش ؛ بعد از آن ، وامىدارى او را به مقام ذلّت و مشهور مىسازى او را به خيانت و به گردن او مىاندازى عار تهمت را . و تفقّد أمر الخراج بما يصلح أهله فإنّ فى صلاحه و صلاحهم صلاحا لمن سواهم و لا صلاح لمن سواهم الّا بهم ، لأنّ النّاس « 1 » كلّهم عيال على الخراج و أهله . تفقد بنما امر خراج را به طورى كه صلاح اهل خراج باشد بدرستى كه در صلاح خراج و در صلاح اهل خراج صلاحيتى از براى سواى ايشان كه از عموم مردم مىباشند و صلاحى نيست از براى عموم مردمان كه به صلاح اهل خراج به جهت آن

--> ( 1 ) . ر . ك : صبحى صالح ، نهج البلاغه ، ص 426 - . . . ، كتاب 53 .